السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
26
تفسير الميزان ( فارسي )
كرده و به چند جهت مردود است ، 1 - مخالف كتاب خدا هستند 2 - لوح محفوظ را جزء ما وراى طبيعت دانسته در حالى كه لوح محفوظ عبارت است از عالم طبيعت و بيت المعمور عبارت است از كره زمين ، كه با سكونت بشر معمور و آباد گشت ، اين بود خلاصه گفتار آن مفسر . مؤلف : من نمىدانم كدام يك از جملات اين مفسر كه سراسر آن فاسد است قابل اصلاح است تا به وجهى از وجوه با حق و حقيقت منطبق شود ، چون در چنين صورتى قضيه شبيه مثل معروف مىشود كه مىگويند وصله از خود جامه بيشتر است . زيرا اولا اين افسانه كه وى از پيش خود در باره بعثت درست كرده و يا اينكه گفته اولين بخش نازل شده چيست « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ » وقتى نازل شد كه رسول خدا ص در راه بود ، و بعد از آن سوره حمد نازل شد ، و آن گاه نماز را به آن جناب تعليم داده و آن حضرت داخل خانه شد و از خستگى به خواب رفت ، و صبح آن شب سوره مدثر نازل شده ، امر به تبليغش نمود همه اينها مطالبى است كه نه آيه محكمه دلالت بر آن دارد ، و نه سنت قائمه ، بلكه تنها و تنها قصه اى است تخيلى كه نه با كتاب موافق است و نه با حديث ، و بيان ناسازگاريش خواهد آمد . و ثانيا وى گفته : كه بطور مسلم بعثت و نزول قرآن و امر به تبليغ هر سه مقارن هم اتفاق افتاد ، و در مقام تفسير و توضيح اين سخن گفته است : نبوت با نزول قرآن آغاز شد و رسول خدا ص تنها در يك شب نبى و غير رسول بود ، و صبح همان شب به مقام رسالت هم رسيد ، چون سوره « مدثر » او را امر به تبليغ نمود ، ولى اين مفسر هرگز نمىتواند بر طبق گفته هاى خود دليلى از كتاب يا سنت بياورد ، و عجب اينجا است كه مساله را از مسلمات گرفته ، در حالى كه چنين نيست اما از نظر سنت مسلم نيست براى اينكه كتب سنت چه آنها كه علماى اهل سنت تاليف كردهاند ، و چه آنها كه علماى اماميه تاليف كردهاند ، همه بعد از دو قرن و بيشتر از عصر رسول خدا ص تدوين شدهاند ، هر چند كه مفسر نامبرده اين اشكال را منحصرا به كتب شيعه وارد دانسته ، ولى تمامى كتب عامه نيز اينطور بودهاند ، اگر در روايات شيعه دسيسه شده باشد . در روايات عامه نيز شده است و اما كتب تاريخ علاوه بر اينكه متعرض اين جزئيات نشده احتمال دسيسه در آنها بيشتر است ، و اگر بيشتر هم نباشد حد اقل مانند كتب حديث در معرض آن بوده است . و اما كتاب خدا كه براى هر اهل فنى روشن است كه دلالت آيات آن بر مساله بعثت قاصرتر از دلالت روايات است ، بلكه مىتوان گفت آيات قرآن بر خلاف آنچه مفسر نامبرده در مساله بعثت گفته دلالت دارد ، و رسما افسانه و بافته هاى او را تكذيب مىكند ، چون سوره علق بطورى كه اهل حديث گفتهاند و به شهادت پنج آيه اول آن اولين سوره اى بوده كه بر رسول خدا